زندگي در اوج مي جوئي باد مسموم است/بوي گند نور مي بوئي/قله اي كه بر فرازش آشيان داري ناخوشايند و بلند و بي ره و شوم است/جاودانه زيستن در ساحل زيباي مرداب است /خوردن و آشاميدن و خواب است/چينه كن با من درون خاك اين پر و بال بلند و زشت را بردار/هر چه فكر كوه را ديگر فرامش كن توبه كن در آستان حضرت كفتار/منقلب گشت و عقاب پير شرمگين و سخت توفنده/گفت: من كجا و اين بساط ننگ/تف بر اين مرداب گند و خوان رنگارنگ/مرگ در
درجمعه شب چهارم ارديبهشت ماه در پي عمليات تروريستي گروهي مشکوک در شهرستان روانسر کرمانشاه ، متأسفانه تعداي از فرزندان اين مرز و بوم به ويژه تعدادي از نيروهاي پليس در حالي که برخي از آنان در حال استراحت بودند ، به شهادت رسيده يا مجروح شدند . انتشار اين خبر موجب انزجار عموم مردم ایران و به ویژه مناطق کردنشين گرديد .
امروزدر اتمسفر سياسي ايران شاه سلطان حسين نه يك فرد بلكه يك استعاره جديدالورود است كه بنا به هر دليل به اين فضا وارد شده است. با برشمردن خصوصيات شاه سلطان حسين و پديده شاه سلطان حسينيسم به خوبي روشن است كه در كجا بايد به جستجوي مصداق عيني آن گشت. آنچه غير قابل انكار است اين است كه سلطان حسين به شدت اسير اوهام و تصورات خود بود. او بيشتر از آنكه با دانشمندان و بزرگان حشر و نشر داشته باشد همنشين متملقين فرصت طلب بود كه فقط به تاييد عملكرد او مشغول بودند. او به شدت عوام پرور و معتقد به جادو و جنبل بود.
روژهه لات(1) آخرين نداي خفه شده از نداهاي آشناي غرب كشور بود كه در صدد بود اين بينايي منكسر دو طرف برج و باروي پنوپتيك را اصلاح نمايد و در صدد ايجاد رابطه اي سبز در دو سوي برج نامعقول ونامشروع پنوپتيك بود .روژهه لات فقط يك نشريه نبود ،بلكه يك فكر بود كه ناقلان و حاملان آن مي توانستند انسانهاي دو طرف برج و بارو را بدون برچسپ نگهبانان به همديگر بشناسانند.
40 روزنامه نگار کرد، ديروز با انتشار بيانيه اي تحليلي به روند توقيف نشريات در کردستان اعتراض کردند
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|