تبليغاتX
آلانی
 
 
این شعر از شاعر نوپرداز کرد جلال ملکشاه است که دوست عزیز وغربت نشینم دکتر توفیقی عزیز برایم ارسال نموده است

زندگي در اوج مي جوئي باد مسموم است/بوي گند نور مي بوئي/قله اي كه بر فرازش آشيان داري ناخوشايند و بلند و بي ره و شوم است/جاودانه زيستن در ساحل زيباي مرداب است /خوردن و آشاميدن و خواب است/چينه كن با من درون خاك اين پر و بال بلند و زشت را بردار/هر چه فكر كوه را ديگر فرامش كن توبه كن در آستان حضرت كفتار/منقلب گشت و عقاب پير شرمگين و سخت توفنده/گفت: من كجا و اين بساط ننگ/تف بر اين مرداب گند و خوان رنگارنگ/مرگ در


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 10:39  توسط محمود سعیدی زاده  | 
تقریبا یک سال پیش در آذر ۸۷ با گروهی از دوستان به دیدار این عالم بزرگوار رفته بودیم .غربت آن روز آن بزرگوار تا شکوه امروز تشیع جنازه ایشان نشان از زایش دمکراسی در ایران می دهد.
ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه یکم دی 1388ساعت 21:54  توسط محمود سعیدی زاده  | 
در تحلیل اشتباهات استراتژیک  حاکمیت جمهوری اسلامی در جریان انتخابات وپس از آن می توان از زوایای متفاوت، ده ها مقاله ورساله نوشت وهمچنین از آنچه در جریان شوی انتخاباتی اخیر بر انسانهای بیگناهی که به غلط واز ربرای آیندگان به یادگار گذاشت. می توان نوشت به همین سادگی، به گناه ناکرده، به جرم نداشته، دهها انسان در خیابان، بی سلاح، بی گناه در خون خود غلطیدند. مادرانی عزادار شدند که هنوز نمی دانند جرم نابخشوده  دلبندانشان چه بود. آری نمی توان به سادگی از بهت ایرانیها ازنارواداری حکومتشان در مقابل شهروندان بی دفاع خود وبالاخره آنچه گذشت ورفت، نوشت وبا نگارش چند مطلب این زوایای عجیب را گشود
ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم آذر 1388ساعت 7:7  توسط محمود سعیدی زاده  | 
این متن را اولین بار در وبلاگ دوست گرامیم سامان رسول پور اینجا گذاشتم که به توصیه دوستی در وبلاگ خودم هم با همان ادبیات وبدون تغییر آورده ام
ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 23:52  توسط محمود سعیدی زاده  | 
به نظر می رسد این واکنش های طبیعی در مقابل بکارگیری خشونت مشروع اگر از طرف گروههای حقوق بشری یا مخالفین اعدام بود تا اندازه ای طبیعی می نموداما وقتی طیف متفاوتی از انسانها با سلایق وانگیزه های متفاوت را در بر می گیرد این نشان از این موضوع ساده می دهد که بخش بزرگی از قوانین جاری جمهوری اسلامی در درجه اول ماندگاری و در درجه دوم تطابق عینی وذهنی خود در جامعه را از دست داده اند
ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 16:7  توسط محمود سعیدی زاده  | 
حمايت فعالان سياسی، اجتماعی، فرهنگی و جامعه مدنی از اقدام آيت‌الله منتظری و فراخوان مراجع و علما برای مقابله فوری با ظلمی که در حق شهروندان اعمال می شود
ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 9:36  توسط محمود سعیدی زاده  | 
بنابر این مسولیت ستاد شهروند آزاد به عهده اینجانب بوده نه آقای مومنی ومن از دستگاه عریض وطویل اطلاعاتی جمهوری اسلامی متعجب می شوم؛ چون شخص وزیر وقت اطلاعات در سیمای جمهوری اسلامی اعلام می کنند ما در تمام ستادها نیرو داشتیم اما این حقیقت را در مورد ستاد شهروند آزاد درک نکرده اند. این می تواند دو علت داشته باشد یا اطلاعات آنها کاملا غلط است یا اینکه اصلا دلیلی برای برخورد با ستاد نداشتند، و چون آقای مومنی هم جرمی مرتکب نشده اند خوب نام بردن از یک ستاد انتخاباتی می تواند خوراک خوبی برای برخورد باشد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 2:45  توسط محمود سعیدی زاده  | 
یکی از آنها اسلحه داشت داخل ماشین که بودم آن را پشت سرم گذاشته بود انگار عمر مختار را دستگیر کرده است.بعد از ضرب وجرح وحشتناکی که متحمل شدم به من امر کردند که رو به دیوار بی استام ودر همان زمان با سرعت از آنجا دور شدند.هیچ وقت نمی توانم کابوس آن شب را فراموش کنم. من کاملا وضعیت غیر معمولی پیدا کرده بودم لباسهای پاره وخون آلود وسر وضعی عجیب.این را از نگاه عجیب راننده های گذری می شد فهمید که حتی حاضر نبودند من را سوار ماشینشان کنند.مجبور شدم تمام مسیر را با ترس ودلهره و وضعیتی خون آلود پیاده برگردم
ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 2:10  توسط محمود سعیدی زاده  | 
برای زندانی کردن رمضان زاده نیازی به پرونده سازی نیست  کافی است یکی از سخنرانیهای او را مصداق اقدام علیه امنیت ملی قلمداد کنید.اصلا چه لزومی دارد دلیل داشته باشید شما قدرت دارید او را به  ده سال ،بیست سال چه می دانم  به هرچقدر دوست دارید محکوم کنید اما از او اعتراف نگیرید .ما شاگردان او سیاست خوانده ایم، ملزومات ایستادن در قدرت را می دانیم، معذورات شما را بهتر از دیگران درک می کنیم ،هراس شما را می فهمیم،روشهای اعتراف گیری را هم خوانده ایم ،بی اعتبار کردن دیگران را هم شنیده ایم .اینها همه از تبعات ایستادن در ارتفاع قدرت غیر پاسخگو برای مدت طولانی است .اما الان برای این گونه کارها یک کم  دیر شده است.لوس شده است، نخ نما شده است ،رنگ ورو رفته است.  از این بیش تر باورهای ما را ویران نکنید،عقاید ما را لگد مال نکنید،به روئیاهای ما خیانت نکنید،سالهای خوب پشت میز وصندلی نشستن ما در دانشگاه را به لجن نکشید واندوخته ها ودانسته های  ما را به سخره نگیرید .رمضان زاده را اعدام کنید. اما شرافت این مرد شریف وهمه دانسته ها ودیده های ما را به بازی نگیرید
ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 11:19  توسط محمود سعیدی زاده  | 
در این سی سال چقدر از مردم ما به عناوین مختلف به حاشیه رانده شدند؟چقدر اعتراض در درون جامعه صورت گرفت؟وقتی قدرت را رها وبی بند وبار به حال خود رها می کنیم .واجازه می دهیم  از جان دیگران ارتزاق کند وفربه تر شود. وقتی دیگرانی آواره شدند ودم فرو بستیم،وقتی دیگرانی کاردآجین شدند وساکت نشستیم،وقتی جان ومال آبروی هموطنمان به حراج گذاشته شد واز سیمای جادویی حقیقت ها را نقل قول کردیم.باید انتظار می داشتیم روزی اینچنین خار وخاشاکمان بنامند.

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 12:28  توسط محمود سعیدی زاده  | 
در بین حکایت هایش اصغر آب منگل می گفت آن شب ما لت و پار شدیم اما همان صبحش من که خونین تو جوب آب افتاده بودم، صدای یک رهگذر را شنیدم که نگفته ها می گفت. یعنی یک شبه اندازه اش آفتابی شد، رجزخوانی فرمانفرما از ما درس رعیت داری می گیرد، جایش را به سکوت اخم آلوده ای داد.
ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 10:25  توسط محمود سعیدی زاده  | 
امضاکنندگان نامه مشخصا با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت نگران کننده عبدالله رمضان زاده آورده اند:  در این میان  شنیده شده است برادر عزیزمان دکتر رمضانزاده ، درهنگام دستگیری دراثر ضربات نیروهای امنیتی شدیدا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و جان وی به جد مورد تهدید است.
ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 4:1  توسط محمود سعیدی زاده  | 
من هم مانند تو رنجها کشیده ام ،من هم حامل زخمها و رنجهای مشترکم،من هم از تبعیض و تحقیر خاطرات بدی در ذهن و قلبم دارم،اما بین من وتو فاصله ای تا ابدیت هم هست، چون راهمان برای رسیدن به رهایی متفاوت است.می دانی چرا؟ چون هیچ توجیهی و هیچ منطقی نمی تواند مرا به سوی نارواداری سوق دهد زیرا همه اینها نمی تواند مجوزی باشد که من هم ناروا دار باشم.چون در منطق من خشونت محکوم به شکست است
ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 13:34  توسط محمود سعیدی زاده  | 
در پایان حتی اگر در متن گفتمان شما اندكی هم غریب باشد اما چنان چه دامنه ی آن جمهوری اسلامی را نیز فرا بگیرد، بیش از هر گفته دیگرتان به این عبارت باور دارم : صلح، آشتی و دمکراسی دست یافتنی است مشروط به آنکه جنگ، قهر و استبداد در همه اشکال آن و از سوی هر کس که هست مذموم باشد. حال جناب توفیقی آیا اطمینان دارید كه درست نشانه گرفته اید؟

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 13:0  توسط محمود سعیدی زاده  | 

درجمعه شب چهارم ارديبهشت ماه در پي عمليات تروريستي گروهي مشکوک در شهرستان روانسر کرمانشاه ، متأسفانه تعداي از فرزندان اين مرز و بوم به ويژه تعدادي از نيروهاي پليس در حالي که برخي از آنان در حال استراحت بودند ، به شهادت رسيده يا مجروح شدند . انتشار اين خبر موجب انزجار عموم مردم ایران و به ویژه  مناطق کردنشين گرديد .


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:51  توسط محمود سعیدی زاده  | 
پيرامون مطالبات کردهاي ايران و انتظارات آنها از رييس جمهور آينده با دکتر محمد علي توفيقي، عضو شوراي مرکزي ‏سازمان مجاهدين انقلاب و عضو شوراي سردبيري دو نشريه توقيف شده "روژهه لات" و "هاوار"، محمود سعيد زاده، ‏کارشناس مسائل خاورميانه و عضو شوراي سياستگذاري سازمان دانش آموختگان ايران و شهاب الدين شيخي، روزنامه ‏نگار گفت و گو کرده ايم. ‏
اين مصاحبه در پي مي آيد
ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 13:10  توسط محمود سعیدی زاده  | 

امروزدر اتمسفر سياسي ايران شاه سلطان حسين نه يك فرد بلكه يك استعاره جديدالورود است كه بنا به هر ‏دليل به اين فضا وارد شده است. با برشمردن خصوصيات شاه سلطان حسين و پديده شاه سلطان حسينيسم به ‏خوبي روشن است كه در كجا بايد به جستجوي مصداق عيني آن گشت. آنچه غير قابل انكار است اين است كه ‏سلطان حسين به شدت اسير اوهام و تصورات خود بود. او بيشتر از آنكه با دانشمندان و بزرگان حشر و نشر ‏داشته باشد همنشين متملقين فرصت طلب بود كه فقط به تاييد عملكرد او مشغول بودند. او به شدت عوام پرور ‏و معتقد به جادو و جنبل بود.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 22:57  توسط محمود سعیدی زاده  | 

روژهه لات(1) آخرين نداي خفه شده از نداهاي آشناي غرب كشور بود كه در صدد بود اين بينايي منكسر دو طرف برج و باروي پنوپتيك را اصلاح نمايد و در صدد ايجاد رابطه اي سبز در دو سوي برج نامعقول ونامشروع پنوپتيك بود .روژهه لات فقط يك نشريه نبود ،بلكه يك فكر بود كه ناقلان و حاملان آن مي توانستند انسانهاي دو طرف برج و بارو را بدون برچسپ نگهبانان به همديگر بشناسانند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت 16:24  توسط محمود سعیدی زاده  | 

اما در جامعه بيمار يا استحاله شده((Transformable )فرد خود را از كسب اين فاكتورها بي نياز مي بيند و به مدد چاپلوسي، تملق، فريب كاري و ابراز وفاداري به يك شخص يا يك ايدئولوژي به رشد خود ادامه مي دهد. در چنين جامعه اي افراد ناكارآمد رشد يافته، سيستم اجتماعي را نيز نا كارآمد مي نمايند. در اين گونه جوامع به وضوح مي توان يك معلم الهيات را در قامت فرماندار، يك كارشناس اجتماعي را در جايگاه رئيس يك معدن، يك عالم ديني در منصب رياست اقتصاد و برنامه ريزي ودر نهايت يك نفر هنرمند يا خواننده رادرجايگاه عالم ديني مشاهده كرد.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 22:37  توسط محمود سعیدی زاده  | 

40 روزنامه نگار کرد، ديروز با انتشار بيانيه اي تحليلي به روند توقيف نشريات در کردستان اعتراض کردند


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 13:48  توسط محمود سعیدی زاده  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM